بوسه...
يک بوسه زلب هاي تو در خواب گرفتم
گويي که گل از چشمه ي مهتاب گرفتم
در برکه ي اشکم همه دم نقش تو ديدم
اين هديه ي خوبيست که از آب گرفتم
هرگز نتواني که زمن دور بماني
چون در دل خود عکس تو را قاب گرفتم
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 1:42 توسط رسول
|