....
روزي پسر كوچكي در خيابان سكه اي يك سنتي پيدا كرد.
او از پيدا كردن سكه آن هم بدون زحمت خيلي ذوق زده شد .اين تجربه باعث شدكه او بقيه روزهاي عمرش هم با چشمهاي بازسرش را به سمت پايين بگيرد و به دنبال سكه بگردد.او در مدت زندگيش
296سكه1سنتي
48سكه 5 سنتي
19سكه10سنتي
16سكه 25سنتي
2نيم دلاري و يك اسكناس مچاله شده پيدا كرد.
يعني جمعا13دلارو 26سنت.اما در برابر بدست آوردن اين ثروت او زيبايي دل انگيز 31396طلوع خورشيد
درخشش 157رنگين كمان و منظره درختان افرا را از دست داد.او هيچگاه ابرهاي سفيدي را كه بر فراز آسمانها در حركت بودند نديد.
و پرندگان در حال پرواز
درخشش خورشيد و لبخند هزاران رهگذر هرگز جزيي از خاطرات او نشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۸۵ ساعت 4:42 توسط رسول
|