دلتنگی های من2 (21/8/85)
نمی دانم این قلم امروز چگونه می خواهد فریادهای دلم را بر پهنای کاغذ بیاورد.و نمی دانم چه خواهم نوشت. ولی می دانم که می خواهد تک تک تاپ تاپ های قلبم را معنی کند.
گوش کن ، می شنوی ؟ آری همین تاپ تاپ ها را می گویم. می دانی چه می گویند. می گویند تو را دوست میدارم. و نام تو را فریاد می زنند. نمی دانم چهگونه نام تو بر شریان های قلبم حک کردم. ولی بدان اگر روزی ، دیگر به یاد تو نباشم قلبم دیگر نخواهد تپید. می دانی برای چه؟ چون قلب برای تپیدن نیاز به قوت دارد و قوت قلب من با فریاد زدن نام تو بوجود می آید.
ای نازنینم !! تک تک لحظات عمرم را به یادت سپری خواهم کرد. و به یادت خواهم بود ، حتی اگر دست یافتن به تو یک امر محال شود.
نازنینم دوستت دارم !! می دانی چرا نمی گویم عاشقت هستم؟ زیرا عشق نوعی خود خواهی است و دوست داشتن از هر نوع عشقی پاک تر و سر تر است.
عاشق تمام تلاش خود را می کندتا به معشوقه اش برسد. و در این راه از هیچ کاری دست بردار نیست . اما وقتی شخصی دوست دار شخص دیگری باشدتمام تلاش خود را میکند که او خوشبخت شود، حتی اگر محبوب او دلداده کس دیگری شده باشد.
پس ای محبوبم از اعماق وجودم فریاد می زنم:
دوستت دارم