نازم سیمای یار بی همتایم
غریبه
در خلوت من راه تو باز است غریبه
دل با تو به معراج و نماز است غریبه
چشمان تو با ان همه شیدایی و مستی
استاد به هر شیوه ی ناز است غریبه
یک روز بیا تا که بگویم همه اسرار
جز تو چه کسی محرم راز است غریبه!؟
این مستی و این عشق پر از حادثه ی تو
تا هست همین سوز و گدازست غریبه
یک روز بیا تا که نمردست نگارت
دل غرق گنه غرقه ی ناز ست غریبه
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۸۵ ساعت 6:39 توسط رسول |
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
تیر ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهریور ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۶
مهر ۱۳۸۶
شهریور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهریور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تیر ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
اردیبهشت ۱۳۸۵
فروردین ۱۳۸۵
اسفند ۱۳۸۴
بهمن ۱۳۸۴
دی ۱۳۸۴
آرشيو
آرشیو موضوعی
داستانهای عاشقانه
دعا
مطالب جالب
غیره...
شعر
پیوندها
ساکت و تنها
تنها
پلاک صفر
وبلاگ بهترین دوست زندگیم آقا مهدی
از سایه هم افتاده ترم
عشق بی پایان
دانشگاه دانشوران تبریز
جادوی دیجیتال
the Iranian PM center
سکوت دل
وبلاگ های پر بیننده
پریخانه راز
صورتی
موندن هرگز
زندگی علی
عشق و وفاداری
ندا نت
BLOGFA.COM