دل من فروشي است. خريداري؟ حاضري بخري و چانه نزني؟ خدا اين دل را از آهن‌ربا ساخت. تو آنرا به هر صورت که مي خواهي درآور، خدا اين دل را از آهن‌ربا ساخت تا فقط يک عشق و يک معشوق را بسوي خود بخواند. دل من فروشي است. اما مفت نمي دهم و معامله ميکنم. نترس، در معامله بي انصافي نخواهم کرد.آيا هنوز هم صاحب دل خودت هستي؟ اگر هستي، آن را بده و اين را بگير و عزيز من باش.اما اول بگو: دلت را جاي ديگري نداده‌اي؟ من معامله نسيه نمي‌کنم.اگر دلت جاي ديگري است، بگو. من به تو اعتراضي نميکنم، فقط ميدانم که در اين صورت دل من ديگر هرگز به بازار فروش نخواهد آمد. دوباره به درون سينه‌ام خواهد لغزيد و آن قدر در آنجا خواهد ماند که خداوند آن راهمراه روح وجسم من به سوي خويش بخواند. آخر براي عشق‌هاي ما زندگي خيلي کوتاه است. در يک زندگي بيش از يک عشق واقعي نمي‌توان داشت.

دل مارا آفريده‌اند که يک بار دوست داشته باشد، يک بار هم بميرد