اما بازم نیومدی...
عاشقو مجنونت شدم ...نخونده مهمونت شدم ...کلي پريشونت شدم
اما بازم نيومدي
قهوه فنجونت شدم...شمعه تو شمعدونت شدم...خاک تو گلدونت شدم
اما بازم نيومدي
برف زمستونت شدم...رسوا و حيرونت شدم...چک چکه ناودنت شدم
اما بازم نيومدي
افتابو بارونت شدم...اشکايه غلتونت شدم...عطر گلابدونت شدم
اما بازم نيومدي
ماه تو ايوونت شدم...خرابو ويرونت شدم...گله گلستونت شدم
اما بازم نيومدي
سه ماه تابستونت شدم...الوند و کارونت شدم...دشتايه ايرونت شدم
اما بازم نيومدي
دنا و هامونت شدم...نزديکتر از جونت شدم...رگت شدم ، خونت شدم
اما بازم نيومدي
خادمو در بونت شدم...اسير زندونت شدم...گلابه کاشونت شدم
اما بازم نيومدي
يجوري مديونت شدم...سنگ خيابونت شدم...راهي ميدونت شدم
اما بازم نيومدي
تو سختي اسونت شدم...تو دردا درمونت شدم...ناجي پنهونت شدم
اما بازم نيومدي
لباس و سامونت شدم...سارق ايمونت شدم...چشمايه گريونت شدم
اما بازم نيومدي
لبايه خندونت شدم...گشنه شدي نونت شدم...ابه فراوونت شدم
اما بازم نيومدي
هميشه ممنونت شدم...من ني چوپونت شدم...اب تو بيابونت شدم
اما بازم نيومدي
شعرايه ارزوت شدم...عمري غزل خونت شدم...تسليم قانونت شدم
اما بازم نيومدي
کشته مژگونت شدم...هلاک چشمونت شدم...رفتمو قربونت شدم
اما بازم نيومدي