من از قبیله زخم ، من از تبار کویرم

کجاست مسلخ عشقی ، که شاعرانه بمیرم

 

تو را قسم به کبوتر ، تو را قسم به سپیدی

بیا،بیا که من اینجاشکسته بال و اسیرم

 

بدون رویشت دستت،پر ازصداقت زخم است

دل همیشه رئوفم ، لب همیشه کویرم

 

قسم به وسعت چشمت، شبی که بی تو نباشم

دگر بها ندارد ، صفای نان و پنیرم

 

کسی برای من وتو سرود تازه نخوانده

تو از ترانه چه دوری ، من از پرنده چه دیرم