عشق یعنی
عشق یعنی اولین گفتارما ............ عشق یعنی آخرین دیدارما
عشق یعنی لحظه واصل شدن ..... عشق یعنی ما ومن باطل شدن
عشق یعنی یک غزل یک شعرناب .. رستن وجستن از این دیرخواب
عشق یعنی حس خوب زندگی ...... راه سوی بندگی از بردگی
عشق یعنی گرمی یعنی آفتاب ..... در نظر نامردمان راه یک سراب
عشق یعنی تابش انوار حق .......... سوختن تا لحظه دیدار حق
عشق یعنی رویش آلاله ها ........... در دل جوش و خروش ناله ها
عشق یعنی شستوشوی واژه ها .. از ازل از گفتگوی واژه ها
عشق یعنی ناله مرغان حق .......... ره نمودن سوی بی پایان حق
عشق یعنی یک نیازبی نیاز ............عشق یعنی راه پر سوز و گداز
عشق یعنی برشدن ازهفت خوان .. ره سپردن تا اله انس وجان
عشق یعنی نیک سیرت داشتن ..... سیرتی بهتر ز صورت داشتن
عشق یعنی دل بریدن از دیار ..........همچو مجنون سوی لیلی بیقرار
عشق یعنی عاشق دلبر شدن ....... راه جستن ، در رهش پرپر شدن
عشق یعنی درک معنای وجود ........ در قیام و در رکوع و در سجود
عشق یعنی یک دل عاری زکین ........ درک حقانیت جاری زدین
عشق یعنی قلب صاف و زلال ......... فهم و ادراک معانی محال
عشق یعنی اصل هستی جهان ....... طی نمودن راه ملک و مکان
عشق یعنی مثنوی نا تمام .............. اولین شعرم که درک این کلام
عشق یعنی هرچه گویم کم است ..... واژه ای بی انتها و مبهم است.